الشيخ رسول جعفريان

904

رسائل حجابيه (فارسى)

مفسدهء نهم : در وسيلة العفائف گويد : « 1 » بزرگ‌ترين نظامى كه در عالم واجب و لازم است ، حفظ انساب و محدود بودن امور وقاعيه باشد ؛ حتى به درجه‌اى اين امر مهم است در ناموس طبيعت كه جبلّى و فطرى حيوانات گشته ، و هريك براى خود جفتى را اتخاذ نموده و بالنسبه به رقيب خود غيرت مىبرد و جفت ديگرى براى همسر خود نمىپسندد ؛ و اگر چنانچه مردها بالنسبه مطلق العنان باشند ، علاوه بر اختلاط انساب و اختلاف در ميراث ، مستلزم مىشود حرج و مرج و فساد را ؛ زيرا مردم با يكديگر دايما مشغول تدافع و تشاجر گشته و بالاخره عناد و دشمنى ما بين افراد جامعه را رو به فنا و اضمحلال سوق داده ، و باعث انحلال زندگى و معيشت ايشان مىگردد ؛ و تمامى اديان و كتب مقدّسهء آسمانى و قرآن مشحون به قبح زنا و فجور و هر صاحب عقلى شهادت مىدهد كه نمىشود زن‌ها خودسر و مطق العنان باشند ، مانند حيوانات وحشى و طيور ؛ پس لازم است قانونى وضع شود ، چنانچه در مقام حفظ اموال و نفوس وضع شده تا رعايت حفظ انتظام در فروج كه اهميّت او از همه بيشتر است ، بشود و آن قانون عبارت است از نكاح با شرايط مقرّره‌اى كه در دين مبين آمده ؛ چنانچه در هر مذهب و دينى نكاحى باشد . پس رعايت انتظامات وقاع و قانون ازدواج به بداهت جميع اديان از اهمّ تكاليف زندگى بنى نوع انسان است و هر چيز و يا هر كس مضرّ و مخالف به اجراء و بقاى اين قانون حتمى الاجراء است ، لابد قطعى الاجتناب و واجب الافناء خواهد بود ؛ و بر سرپرست ايران كه خود را دلسوز ملت و وطن معرفى مىكند ، لازم است جلوگيرى تامّ فرمايد . مفسدهء دهم : مسلّم و بديهى است كه راه مشتهيات نفسانيّه براى هر ذى حسّى باز و هر بشر و انسانى قهرا برحسب طبيعت ، دوست و خواستار جمال است ؛ هرچند پيغمبر و صاحب نفس مطمئنه باشد ؛ چنانچه حكايت يوسف صدّيق گواه و شاهد صدق است بر اين مدعا ؛ قال الله تعالى : « وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي » ؛ « 2 » بنابراين هرگاه صاحب نفس امّاره و داراى قواى شهوانى ، زنى را با رويى گشادهء ارغوانى و بدنى چون نقرهء فام و ابرويى هلال‌وار چون شمشير و حسام ، با موهايى پريش و زلفانى مجعّد و دلريش ، چشمانى خون‌ريز و لبانى گلگون و دل‌آويز ديد ، يقينا انسان را مجنون و ديوانه و هر عابدى را مفتون و از آخرت و خدا بيگانه سازد ؛ و يا آن‌كه لااقلّ ، هرگاه مطبوع باشد ، طرف ميل و اشتها واقع مىشود و مرحلهء اوّليهء هر عملى اراده و ميل است تا بعدا به درجات بعدى برسد ؛ از قبيل نيّت و عزم و جزم و بعد از او تحريك به عمل و انجام مقدّمات مراد

--> ( 1 ) . وسيلة العفايف ، 87 - 88 ( 2 ) . يوسف ، 53